بازگشت به خانه...

به تازگی خبری منتشر شده با این عنوان : "کشف ارتش افسانه ای کمبوجیه در صحرا های افریقا" و شرح خبر اینچنین است :"ارتش مفقود شده کمبوجیه دوم، شاه ایران در سال 525 پیش از میلاد، پس از دو قرن سرگردانی سرانجام به دست باستان‌شناسان ایتالیایی در بیابان صحرای افریقای شمالی کشف شد ::: دو باستان‌شناس ایتالیایی با کشف چند سلاح برنزی، یک دستبند نقره‌ای، یک گوشواره و صدها استخوان در نقطه‌ای وسیع و دور افتاده در بیابان صحرا، فرضیه‌ای جدید مبنی بر یافتن ارتش مفقود شده شاه کمبوجیه دوم را مطرح کردند ::: در نوشته‌های هرودوت، مورخ یونان باستان، از مفقود شدن ارتش شاه کمبوجیه دوم چنین آمده است:‌ بادی از سمت جنوب برخاست و با خود ستون‌های عظیمی از گردبادهای بزرگ همراه آورد، گردباهایی شدید و مرگ بار که در لحظه‌ای کوتاه تمام سپاه را در خود بلعید و به یکباره ناپدید کرد ..."

حال بیاید با هم تصور کنیم زمان دست به شعبده می زند و طوفانی دیگر بلند می شود این بار شن ها را از دوش سربازان پارسی می تکاند و سپاهی پنجاه هزار نفره صبح یک روز آفتابی از خواب بر می خیزد. باد غبار زمان را با شن های روان از سر و  روی این مردان آریایی تبار تکانده است آن ها را از پس 2500 سال به زمان حال آورده به زمانی که من و تو در آن زندگی می کنیم... 50000 ایرانی اصیل از خواب برخواسته اند با همان مو های مجعد و ریش پر پشت و قامت بلند بالا با چشمانی به رنگ آبی دریاچه هامون و ردا هایی بلند و خوش رنگ و درفشی با نقش اهورا مزدا . مردانی خوش قامت و خوش طینت با گوشواره های مسی و گردنبند های طلایی و شمشیر های راست و درخشان... سربازان از نسل کورش کبیر ! مردانی که نوروز 2500 سال پیش را  در یکی از پهناور ترین و با شکوه ترین سرزمین های جهان در ایران زمین جشن گرفتند. مردانی جنگجو با فرهنگ و نژاد و اصیل و متمدن. مردانی که همگی استوانه کورش را از برند و به ایرانی بودن خود مفتخر ! 

این ارتش سرو قامتان که از خوابی 2500 ساله برخواسته اند و جهان مبهوت شکوه آنهاست از راهی که رفته بودند بر می گردند و راه خانه در پیش می گیرند ... به ایران زمین تا بیایند و در دشت پاسارگاد آنجا که کورش هنوز آرام گرفته ادای احترام نمایند. 

به درگاه این خانه قدیمی که برسند با خود چه خواهند اندیشید؟ با دیدن بنا های بی قواره سیمانی و این همه سیاهی و تیرگی چه خواهند گفت؟ دماوند کوه را خواهند شناخت ؟به زبانی باستانی با هم نجوا خواهند کرد که اینجاست سرزمین پارسیان؟ سرزمینی در تسخیر مردمی کوتاه قامت و کوتاه همت ؟ شهر هایی گم شده در مه دودی مصموم که هفت ورجا وندان سالهاست از آن ها رخت سفر بستند... آنها از لحظه ای که به ایران رسیدند این سرزمین را تیره در دود دیدند ..نه دود کارخانه و ماشین نه دود آن آتش که اسکندر در تخت جمشید به پا کرد که دود آتش سرو کاشمر هنوز از این سرزمین به آسمان می رود سراغ سرو را از همه می گیرند ؟ کجاست آن که زرتشت "یکی شاخ سرو آورید از بهشت / به دروازه شهر کشمر بکشت.."  نشانی نمی یابند سراغ از کتابخانه های ایران می گیرند.. سراغ از مردمی شاد می گیرند و زنده دل و بلند بالا مردمی بار صورتی روشن سرو قامت نیلی چشم ؟ چه وحشت خواهند کرد از این همه تصویر در مانده و وار رفته و مردمی معلوم الحال که در کوی و برزن خواهند دید ... کجاست ان درخت های مقدس؟ چه شد ان آتش کده های پاک و آن چشمه های روشن و زلال؟ صدای بلبلان و عطر گلهایی که وصوش تا بابل رفته بود حالا کجاست ؟ می ایند و می آیند از راهی باستانی به سوی پرسپولیس تا در آن باشکوه افتخار آمیز نشانی از شهر و دیار یابند ؟ وقتی از زنان زیبا و دختران ماه رویشان از شما بپرسند کجا را نشان خواهید داد ؟ چه کسی جرات دارد بگوید چند هزار کاروان از این دختران زرتشت و زنان اصیل ایرانی با کاروان های متعفن و نفرت انگیز، اسیر اعراب وحشی راهی بازار های برده اعراب کثیف شدند ؟ چه کسی برایشان توضیح خواهد داد چگونه فرش بهارستان تکه تکه شد و در خانه هایشان به لگد حیوانی اعراب تازه مسلمان شکست و زیبا ترین امیدهایشان بر باد رفت ؟ اگر سراغ کردار گفتار نیک را گرفتند چه پیدا خواهند کرد ؟ از غارت پرچم کاوه چه کسی تعیرف می کند؟

لشکر درمانده و مبهوت می آید و می آید تا ویرانه های تخت جمشید نه دیهم آنجاست نه تخت و نه گنج نه ایرانی مانده نه ایرانیی نه شکوهی نه افتخاری نه دینی و نه دیهمی ... نوروزی نیست ویرانه است خاک است و خاکستر و نشانی جان سوز که باور کنند این همان سرزمین طلایی است که کورش بنا نهاد ... سیون را آب گرفته و رویاهشان هم غرق شده ... آنچنان اندوهگین و زار خواهند شد که چهرهاشان گردی 2500 ساله به خود خواهد گرفت و از غصه این قصه زنده نخواهند ماند آنقدر دور آرامگاه کورش خواهند نشست تا آفتاب پاسرگاد که هزاران هزار سال شاهد این سرزمین است یک بار دیگر غروب کند که تنها همین افتاب آشنای دیرینه شان برایشان مانده صبح سختی است جسد بیجان 50000 سرباز هخامنشی را چه کسی و با چه آئیینی و با چه رویی در دشت پاسارگاد به خاک خواهد سپرد؟؟...

 

/ 12 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایرانی واقعی

سلام مطلبت رو خوندم.حالا کی تشریف می یارن؟ بگو با هم بریم استقبال می گم خوب شد 6 سال پیش نیومدن که بدبخت ترین دوران کشورمون بود.بازم الان که خوبه چهارتا روستا آباد شدن و انرزی هسته ای داریم و موشک امید و اینهمه پیشرفت تو علم و سیاست هرچند بعضی ها چشم دیدنش رو ندارن و دارن کارشکنی می کنن تا همه چیز به اسم دولت تموم بشه مثل مترو و جناب آقای هاشمی که تو ایستگاه به زحمت مسافران رو بعد چند ساعت نگه داشتن پیاده می کنه و سریع پله برقی هارم خاموش می کنه که . . . ولی راست می گی به حال یه مشت وطن فروش باید هم متحیر بمونن آدمایی که جیره خوار اسرائیل هستن و کعبه نمازشون رو به سمت کاخ سفید می دونن اسمش رو هم گذاشتن دین واقعی. ادعا دارن تا خدا ولی مثل یه بادکنک سبز می مونن.بدون خدا چون اگه خدا داشتن انقدر راحت دروغ نمی گفتن و به کسی برای قدرت تهمت نمی زدن.حرص می خورن به خاطر مسلمان بودنشون و ناراحتن از اینکه مملکتشون اسلامیه.هرچی قرآن می گه رو برعکس قبول می کنن و حرفهای مراجع ردی رو قبول دارن که امام ردشون کرده بود.جالبه می گن ما پیرو امام هم هستیم. خلاصه بهشون بگو بیان پیش من که حرف و درد و دل زیاد دارم براشون

وستا

سلام عزيز وبلاگ قشنگي داري و خیلی خوشم اومد اگه بهم سر بزني و ردپايي وواسم بذاري خوشحالم ميکني ضمنا واسه ايننکه سايتم پر محتوا تر شه کمکم کن.

ندا

سلام چه جالب بود عسلی

کوروش

با سلام این خبر اونقدر مهمه که من هر جا گشتم تصویری در موردش پیدا نکردم واقعا خیلی ناگواره که 1_اینقدر در مورد این قضیه کم لطفی شده و2_اینکه باستان شناسان ایتالیایی این محل رو پیدا کردن. اخبار تلوزیون هم که خبرهای تکراری رو پخش میکنن.

حسين

سلام خوبی؟ دیگه به ما سر نمی زنی؟ دلگیری یا دیگه حال و حوصله نداری؟ خوشحال می شم سر بزنی

آنشرلی

سلام خانومی منم یه وبلاگی دارم که همش دخترانه هستش مطالبش و قالبش و اسمش مخصوص دختراس مهمتر از همه کسایی که میان اونجا همش دخترن تو هم که دختری گفتم شاید خوشت بیاد بیای پیشم منتظرت هستم که بیای صفحه های وبلاگمو بخونی و نظرتو بهم بگی آخرین صفحش هم قصه ی یه شب پر از فکر زندگیه ...از افکار دراز شبانه ام برات نوشتم ... منتظرتم به یه دل دخترانه

عابر پیاده

جالب بود ولی کاش به جای اینکه این سربازان را باد بع ایران بر می گرداند برشان می داشت و دور جهان می چرخاند تا ببینند بشر چه راهی را رفته است. کاش می بردشان بالای ابر ها تا می دید که بشر جدا از ملیتش به کجا ها رسیده است. کاش می شد انها برد و نشانشان داد که سازمان ملل آموزه های کورش کبیر را برای جهان دارد تجویز می کند. کاش می شد انها رو دوباره و با افتخار در خاک جهان دفن می کرد و برایشان جشنی بزرگ برژاساخت. جشنی که همه جهانیان در ظان حضور داشتند.... سر افراز باشید.

یه امیدوار

خیلی زیبا بود عزیزم و من نمیگم موسوی خوب بود یا احمدی فقط میگم یکی باید و باید پیدا بشه و ایرانمان رو که بعد ورود اسلام بخصوص از زمان قاجار به اینطرف همش در راه پس زدن و تباه شدن است رو نجات بدد امید وارم 1روز همهمان شاد باشیم پیروز و موفق به همراه ایرانی اباد و زیبا[دلشکسته]

mojtabah

سلام، آقای احمدی‌نژاد یک طوری رفتار می‌کند که انگار انتخابات را خودش تنها برد . آقای احمدی‌نژاد باید بدانند به جای فوتبال بازی باید به حضور جلسهٔ هیأت دولت در قم می‌رفتند. آقای احمدی‌نژاد باید بداند که ما بسیجیها تنها گروهی بودیم و هستیم که تنبیه فتنگران را شخصا به دست گرفتیم حتی اگر عکسهای ما را با اسلحه همه جا پخش کردند. ما قوای امام زمانیم نه قوای آقای احمدی‌نژاد ما حکم خدا را اجرا می‌کنیم حالا هر کس رئیس جمهور باشه. درود بر ولایت فقیه. شرم بر افتخار و اعتبار طلبان.