من مشتی حسن نیستم من گاو مشتی حسنم !

همه ما توی زندگی دلمون به یک چیزی خوشه . یعنی دلمونو به یک چیزی خوش می کنیم که زندگی برامون ارزش و مفهوم پیدا کنه . یکی به امید این که فردا معشوقشو میبینه شب به رخت خواب میره و صبح سر حال پا میشه یکی هم به امید پول امنیت تجارت تفریح... خلاصه یه دل مشغولیی هست که اگه همین دل خوش کنک هم نباشه آدم چه طور ادامه بده . اما بعضی وقتا آدم اونقدر تو این دلبستگی ها مسخ می شه که نمیتونه   دنیا رو اونجور که هست ببینه !

دوستی دارم هنرمند . مجسمه میسازه . رو هر مجسمه هم کمتر از چند ماه کار نمی کنه ! نه مجسمه کوچیک که کاراش واقعا کار میبره . از انصاف نگذریم کارش دیدنیه ولی شاه کار از آب در نمیاد ...  مدتی بود می دونستم حسابی روی یک کاری مشغوله با یه وسواس باور نکردنی رو مجسمش کار می کرد . رو تک تک ذراتش کار کرد ! شب تا دیر وقت بیدار بود صبح دوباره چشم باز نکرده ابزار کارشو ور میداشت و شروع می کرد . هر وقت توی جمعی جایی صحبتی بود یه طوری صحبت رو به مجسمه سازی می کشید و در باره کار جدیدش توضیح می داد که چقدر میتونه تاثیر گذار بشه . آخرش کارش تموم شد . عالی شده بود !  تو نمایشگاه هنر معاصر هم شرکت کرد . تمجید و تعریف هم کردند اونا که اهلش بودند ! سبک خاص و نگاه بدیع و ضریف و... ما هم یه جورایی جشن گرفتیم براش خیلی هم خوشحال بود خیلی زیاد! ما هم از خوشحالیش خوشحال بودم . اما نمی دونم چی شد اون شب بهم زنگ زد . سابقه نداشت ! صداش  می لرزید ... بغض کرده بود تا پرسیدم چی شده؟ زد زیر گریه اونقدر ناراحت بود که نمی تونست حرف بزنه... تو هق هق می گفت دلم خیلی گرفته من دارم چیکار می کنم ؟ از زندگی جا موندم من ! دومین ترمه مشروط شدم . حوصله هیچی رو ندارم ... زندگم خیلی مزخرفه نه ؟ گفتم نه چرا این طور فکر میکنی؟؟ گریه می کرد و می گفت ببین قیافمو چه شکلی شدم . کی از من خوشش میاد ؟ نه تونستم مدرکم رو بگیرم نه رفتم دنبال کار! مامانم حق داره بترسه رو دستش بمونم ... به جای یه کار درست حسابی به جای رسیدن به درسام به جای برنامه ریزی برا آیندم نشستم مجسمه های بیخودی می سازم !! احساس می کنم خیلی کارم بچه گانه و مسخرست ...

 هر کار کردم و هرچه گفتم نشد! آخرش با گریه قطع کرد ... چند وقت بعد که دیدمش خواستم دلجویی کنم ازش و بگم ناراحت نباشه اون یه هنرمده منم کمکش میکنم این ترم جبران کنه ... ولی حالش خوب بود سرحال حتی بهتر از من ! صحبت از دانشگاه کردم نتیجه کمسیون را پرسیدم ازش گفت ازم تعهد گرفتند دیگه مشروط نشم و موضوع را عوض کرد و حرف مجسمه تازه اش را پیش کشید با اشتیاق توضیح می داد که یک نماد ترکیبی قراره باشه که چطور فرهنگ شرق و غرب رو بهم آمیخته و...  

همین !

/ 41 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بدون ذکر نام

با سلام مثل همیشه زیبا و رئال. [گل] موفق باشی

سارا

سلام دوست من [گل] ممنوم از حضورت در صوت شب .. داستانهایت زیباست و حقیقی ! آدمیان به دنبال رسیدن به آرزوهایشان هستند نباید به دنبال نگاه دیگران باشیم مهم دید ما است و نوع نگرش ما نسبت به زندگی و آرزوهامان هرچند برای دیگران کوچک باشد برای ما بزرگ است ..

سارا

.. [گل] خاک تنم آبی می شود من بود می شوم بهار قد می کشد روی ایوان زمین بی خود از خود واژه می بافم .. در همین آغاز تمام گشته ام ! صوت شب به سکوت می نشیند نگاه در نگاه آسمان ماه می بوید غزل می سازد خاطره می شود .. به رسم رفاقت دیروزها میان خاکی تنت یادم کن .!

سارانا

سلام دوست خوبم به روزم و منتظر حضور گرمتون [گل][گل][گل]

آریا ایرانی

سلام چقدر خوبه انسان بتونه اینقدر راحت با شرایط موجود خودش را وفق دهد

پرستار کوچولو سالی

یکی قشنگی منظره رو می بینه، یکی کثیفی پنجره رو ،این تو یی که تصمیم می گیری چی ببینی ، امیدوارم که همیشه قشنگ ببینی حتی از پشت پنجره کثیف[گل]

سپهر نصیری

سلام [گل] میدونی یکی از بزرگترین بدبختی یا خوشبختی های بشر اینه که همیشه دنبال سرگرم شدن هستش . تا عمرش بگذره . ولی همه’ سرگرمیهاش سازنده نیست . توشون مخرب هم زیاده . باید ببینی که دوستت برای چی درس می خونه؟ برای دیگران یا برای خودش؟ خیلی مهمه که به درس و تحصیل چطور فکر کنه. ولی از قول من بهش بگو اگر آدم زرنگی باشه میتونه با برنامه ریزی - اراده و پشتکار به همه چیز برسه . سخته ولی شدنی .یک مجسمه ساز تحصیل کرده خیلی بهتره از یک مجسمه ساز معمولی . مشکل بزرگ هنرمندها اینه که اینقدر غرق هنرشون میشن که زوایای دیگه’ زندگیشونو از یاد میبرن . ولی اگر هنرمندی بتونه خودشو از لحاظ اجتماعی و مالی بخوبی تامین کنه یقینآ هنرش شکوفاتر میشه . پس از نظر یک نینجا آدم زرنگ اونه که به تمام زوایای زندگیش رسیدگی کنه . مثل باغبونی که به همه’ گلها و درختهاش سر میزنه . میدونی اگه آدم یه باغ خوشگل و وسیع داشته باشه بهتره تا یک یا دوگل که هر روز بترسی که خشک بشن . عسلم تو هم مواظب باش باغبون خوبی باش . بذار همه’ اونایی که به باغ زندگیت پا میذارن از طراوت - تنوع - بو - رنگ و شادابی اون لذت ببرن . میدونی خیلی اسمت عمیقه . عسل حاصل سخاوت گ

آق دایی

سلام دوست گلم [گل] سلام آق دایی شاعر بلند آوازه و میان تهی ایران را پذیرا باشین ضمنا" وبلاگ قشنگی دارین اگه با تبادل لینک موافقین لطفا" خبرم کنین شاد باشین[خداحافظ][گل]